تحلیل معناشناسی پیش‌ وند پیش- در زبان فارسی: رویکرد زبان‌ شناسی شناختی

Abstract

یکی از مفاهیم اصلی در رویکرد زبان‌شناسی شناختی، این است که هر واحد زبانی شبکه‌ای از معانی است. لانگاکر (Langacker, 1991) معتقد است که «تکواژ، مقولات، و ساخت‌های دستوری همگی صورتی از واحدهای نمادین دارند»، از این نظر ‌وندها نیز معنای خاص خود را دارند که آن معنا را به پایة میزبان می‌افزایند و در نهایت معنای مشتق شکل می‌گیرد. یک پیش­وند، همانند مقولات واژگانی، مقوله‌ای را تشکیل می‌دهد که همة معانی خود را که حول یک معنای مرکزی گرد آمده‌اند، رده‌بندی می‌کند. بنابراین می‌توان گفت مشتقات پیش­وند «پیش-» نیز مقوله‌ای چندمعنا با یک ساخت درونی نظامند است. در این پژوهش برای تحلیل معناشناختی این پیش­وند، معانی مشتقات آن را از منظر شناختی به دست آوردیم و در نهایت با مشخص کردن شبکۀ شعاعی این وند، دو خوشۀ معنایی مرکزی تعیین شد که دیگر معانی از این دو گرة معنایی منتج می‌شوند: ترتیب زمانی، ترتیب مکانی. از بین این دو معنی، یکی به­عنوان معنای اصلی وند مذکور است. برای تشخیص این معنای اصلی از معیارهایی که تایلر و ایوانز (2003) پیشنهاد کرده‌اند، بهره گرفته شد و مشخص شد که مفهوم مکانی این وندِ چندمعنا، به­عنوان معنای اولیه می‌باشد که دیگر معانی حول این معنای مرکزی قرار می‌گیرند

    Similar works