شعر فارسی، بهویژه در قالب غزل که همواره برای بیان مضامین عاشقانه و اجتماعی به کار میرفت، بعد از قرن ششم و رواج ادبیات عرفانی در بیشتر موارد، مضامین رایج عرفانی را نیز دربر گرفت. شعر فارسی از آغاز تا دوران اوج خود، تحولات زیادی را پشت سر گذاشتهاست. یکی از تحولات مهم آن، بهرهگیری از عنصر روایت است که این نوع از غزل را «غزل-روایت» مینامیم. عطار نیشابوری و مولانا جلالالدین که از برجستهترین چهرههای این جریان ادبی هستند، در غزلهای روایتمحور خود، به شرح و تفسیر معانی عمیق عرفانی با کمک خلق تصاویر نمادین پرداختهاند. به همین منظور، پژوهش حاضر که با روش توصیفیتحلیلی به انجام رسیده، بر آن است تا به بررسی تطبیقی و تحلیل عناصر داستان در غزل-روایتهای این دو شاعر بزرگ بپردازد. در همین راستا، 22 غزل-روایت از عطار و 23 غزل-روایت از مولانا بهصورت جامع مورد واکاوی قرار گرفتهاست. مبنای انتخاب این غزل-روایتها، روایی بودن کل غزل از آغاز تا پایان بوده، تا ضمن بررسی شباهتها، تفاوتهای بهکارگیری عناصر داستانی در غزلهای منتخب نشان داده شوند. همچنین عناصر داستانی همچون شخصیتپردازی، پیرنگ، کشمکش، نمادها، زمان و مکان، زاویۀ دید و پایانبندی در آنها، و نیز نحوۀ بهکارگیری این عناصر، در روایتپردازیها بررسی شدهاست. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که عطار، بهعنوان پیشرو در روایتپردازی غزل، بستری مناسب برای گسترش و عمقبخشیِ غزلهای مولانا فراهم کردهاست. مولانا نیز با بهرهگیری خلاقانه از این عناصر، موفق به بازآفرینی مضامین عرفانی شدهاست