فیلمهای سینمایی علاوه بر جنبهی تصویری، متون روایی و داستانی محسوب میشوند و از این منظر در بررسیهای ادبی، قابل توجه هستند و امروزه، در کنار، روایتهای داستانی که از قدیم محبوبیت داشتند، روایتهای سینمایی نیز مخاطبان بسیار دارد. از این رو، با تحلیل فیلمهای سینمایی، پژوهشگران ادبیات میتوانند وضعیت فرهنگی جامعه را بکاوند. یکی از انواع روایتهای داستانی، روایتهای پسامدرن است که از حدود 1960 میلادی به بعد، در ادبیات غرب ظهور کرد و اندکی بعد از آن نیز در روایتهای سینمایی گسترش یافت. در ایران، در حالی که وضعیت پسامدرن به امری مسئلهدار برای ادبیات داستانی درآمده است، بهنظر میرسد در سینما این پدیده، به شکل روزافزونی در حال گسترش است. از آنجایی که هنوز به درستی مشخص نیست که فیلمهای سینماییِ تولید شده با شگردهای پسامدرنیستی در ایران، ذاتاً روایتهایی پسامدرن هستند یا صرفاً رنگ و لعابی تقلیدی از شگردهای پسامدرنیستی دارند، این پژوهش قصد دارد به بررسی رویکردها و شگردهای پسامدرنیستی در دو فیلم سینمایی پرسه در مه و بیخود و بی جهت بپردازد و مشخص کند که آیا این متون را میتوان روایتهای سینمایی پسامدرنیستی قلمداد کرد یا خیر