آلبر کامو، نویسنده و متفکر فرانسوی، که در سال 1957 و در 44 سالگی بهدریافت جایزه نوبل ادبی فائق آمد؛ یکی از نویسندگانی است که طی سالیان متمادی مورد توجه خوانندگان، نویسندگان و شاعران ایرانی بوده است. حجم بالای آثار ترجمه شده این نویسنده، اجرای نمایشنامههای او در تئاترهای ایران، شمار بالای مقالات و پایاننامههای نوشتهشده در بارۀ این نویسنده، نگاه مطبوعات و مجلات بهوی، همه و همه، نشاندهندۀ استقبال خوب ایرانیان از آثار و اندیشۀ این نویسنده است. تا بهامروز پژوهشهای بسیاری دربارۀ آلبر کامو صورت گرفته است؛ اما از آنجایی که تا کنون هیچیک از این پژوهشها بهبررسی پذیرش ادبی کامو بر اساس نظریۀ پذیرش، که از زیر شاخههای نظریه مکتب فرانسوی ادبیات تطبیقی است، نپرداختهاند، بر آن شدیم تا بهپژوهش پذیرش وی در جامعۀ ادبی ایران بهپردازیم. سپس بهمفهوم خوانش ابداعی میپردازیم؛ که عبارت از خوانشی است که منجر بهتاثیرپذیری میشود. پژوهش پیش رو میکوشد ضمن بررسی میزان پذیرش کامو در ایران، بهاین پرسش پاسخ دهد که آیا این پذیرش با خوانش ابداعی از آثار او همراه بوده است