در این پژوهش به بررسی عملکرد بایوسورفکتانت دیاستیلات اسید سوفورولیپید در ازدیاد برداشت نفت با استفاده از آزمونهای کنارزدن نفت، آزمایش کشش سطحی و کشش بینسطحی، تغییر ترشوندگی و سیلابزنی میکرومدلهای همگن و ناهمگن پرداخته شده است. در ابتدا توانمندی بایوسورفکتانت در کنارزدن نفت خام مورد مطالعه قرار گرفت. آزمایش کشش سطحی و کشش بینسطحی با لحاظکردن تأثیر شوری در کاهش کشش بینسطحی انجام شد. در این آزمایش مشخص شد که حضور دیاستیلات اسید سوفورولیپید در غلظت ppm 5000 کشش سطحی آب خالص را از mN/m 74 به mN/m 41/33 کاهش میدهد. همچنین مشخص شد که محلول دیاستیلات اسید سوفورولیپید در غلظت ppm 5000 و شوری ppm 80000 کشش بینسطحی را از mN/m 42/37 به عدد mN/m 14/9 کاهش میدهند. در آزمون تغییر ترشوندگی، با اندازهگیری زاویه تماس مشخص شد که محلول دیاستیلات اسید سوفورولیپید توانایی تغییر ترشوندگی سنگ کربناته از نفتدوست به آبدوست را دارد. محلول دیاستیلات اسید سوفورولیپید زاویه تماس قطره نفت روی سنگ کربناته را از °20/30 به °42/109 افزایش داد. در نهایت با استفاده از الگوهای مختلف میکرومدل توانایی بایوسورفکتانت دیاستیلات اسید سوفورولیپید در ازدیاد برداشت نفت سنجیده شد. برای این منظور از دو میکرومدل همگن و ناهمگن استفاده شده است. محلول دیاستیلات اسید سوفورولیپید در غلظت و شوری بهینه بهترتیب در میکرومدل همگن و ناهمگن، موجب 78% و 71% بازیافت نفت شد