research article

اعتبارسنجی حکایات مرتبط با مناسبات ابوالقاسم قشیری با ابوسعیدابوالخیر در اسرارالتوحید

Abstract

قرن پنجم، در سیرِ تاریخیِ تصوّف، دوران‌ طلایی این مَسلک، از نظر بالندگی است. ظهورِ مشایخ متعدد، و هم‌چنین کمالِ تعدادی از عالمانِ عارف را در این دوران می‌توان دید. بررسیِ احوال و مقاماتِ بر‌جای مانده از معاریفِ این روزگار، مشخص می‌کند میانِ برخی از ایشان، صرف نظر از تقارن در ایامِ حیات، یا اشتراک در زیست‌بومِ جغرافیایی، روابطی از نوع استادی و شاگردی، یا پیوندهای مرادی و مریدی، و هم‌چنین ملاقات و مُراوده، برقرار بوده است. دو تن از نام‌آورانِ زمانۀ مذکور، که مناسباتی ویژه میانِ ایشان وجود داشت، ابوالقاسم قشیری و ابوسعیدابوالخیر هستند. این در حالی است که برخی بر مبنای چند استدلالِ کلی، ضمن انکارِ مُراودات این دو، هر سندِ تاریخی را که در این باب وجود دارد، ساختگی می‌دانند. این جُستار در پیِ آن است تا ضمن بحث دربارۀ این استدلال‌ها‌، با بهره‌گیری از اسنادِ کهن، و استناد به آن‌چه مؤیدِ اعتبارِ آن‌هاست، صحت یا سُقمِ مناسبات این دو شیخ را در بوتۀ نقد قرار دهد. نتایجِ حاصل از این پژوهش مؤید آن است که میانِ قشیری و ابوسعید، مراوداتی ویژه، نه فقط میانِ دو شخص، بلکه تا حدِّ شکل‌گیریِ روابطِ مستحکمِ خانوادگی، برقرار بوده است

    Similar works