دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی استان زنجان
Abstract
مقدمه: در سالهای اخیر تلاشهای بسیاری درآموزش و توسعه پزشکی مبتنی بر شواهد در دانشگاههای علوم پزشکی به انجام رسیده است. تحقیقات گواه بر آن است که آموزش و توانمندسازی دستیاران بالینی، دانشجویان پزشکی و پزشکان عمومی به شیوه های مختلفی در کشورمان و در دانشگاه های دنیا در حال اجراست اما به رغم تاثیرات مثبتی که این آموزشها برافزایش دانش، مهارت و نگرش فراگیران داشته است، در برخی موارد این دوره ها نتوانسته است تاثیرات ماندگاری بر رفتار و عملکرد دانشجویان، دستیاران و پزشکان ایجاد نماید. تحقیق حاضر با هدف بررسی موانع کاربست و نهادینه سازی پزشکی مبتنی بر شواهد در بخش های بالینی انجام شده است. مواد و روش ها: تحقیق حاضر با رویکرد کیفی و با استفاده از تحلیل محتوای دیدگاه دستیاران بالینی شرکت کننده در دوره های آموزشی EBM و خبرگان آموزش پزشکی انجام شده است. ابتدا با استفاده از یک پرسشنامه 6 سوالی وضعیت موجود کاربست EBM شناسایی شد و سپس دلایل عدم کاربست آموخته های علمی در محیط های واقعی از طریق طرح سوال کیفی بررسی گردید. در مورد گروه متخصصین بالینی، با روش گروه کانونی نظرات 10 نفر از اساتید خبره بالینی که دوره های آموزش پزشکی و نیز EBM را گذرانده بودند گردآوری و تحلیل شد. نتایج با استفاده از تحلیل محتوای کمی و کیفی به صورت کدگذاری باز و مقوله بندی، طبقه بندی گردید. نتایج: بعد از تحلیل دیدگاههای تشریحی و باز دستیاران و اعضای هیات علمی، موانع کاربست پزشکی مبتنی بر شواهد در محیطهای بالینی از دیدگاه دستیاران در31 گویه دستهبندی شد که به 7 مؤلفه اصلی حجم کاری، امکانات و تسهیلات، کمیّت و کیفیت آموزش، پیگیری و پاسخگویی، نگرش حاکم بر محیطهای بالینی، موانع مرتبط با اعضای هیات علمی و موانع مربوط به دستیاران دسته بندی گردید. خلاصه دیدگاه 10 نفر از متخصصین بالینی نیز شامل 19 گویه و 5 مؤلفه بدست آمد. نتیجه گیری: توسعه و نهادینه شدن پزشکی مبتنی بر شواهد بیش از هر عامل دیگر از نگرشهای حاکم بر محیط و باور افراد تاثیر میپذیرد. اما ایجاد و تقویت این رویکرد مستلزم تامین سختافزارها، قوانین، حمایتهای مدیران، آموزش و توانمند سازی و احساسمسئولیت پذیری و پاسخگویی است که مجموعه این عوامل می تواند زمینه کاربست پزشکی مبتنی بر شواهد در بخشهای بالینی رافراهم آورد