پژوهش حاضر با هدف اثربخشی درمان مبتنی بر دلبستگی بر میزان سلامت روان (کاهش میزان افسردگی، فزوناضطرابی و نافرمانی مقابلهای) دانشآموزان دارای مشکلات دلبستگی انجام شد.
روشکار: این پژوهش تجربی با طرح پیشآزمون-پسآزمون و پیگیری با گروه شاهد در سال 1389 انجام شد. نمونهی هدف این مطالعه 34 نفر بودند که از بین 388 دانشآموز مقاطع دوم و چهارم ابتدایی که بیشترین نمره را در زمینهی مشکلات مربوط به دلبستگی و علایم اختلالات رفتاری (افسردگی، فزوناضطرابی و نافرمانی مقابلهای) به دست آوردند، انتخاب شدند. ارزیابی با استفاده از پرسشنامهی مشکلات دلبستگی راندولف و فرم سلامت روان کودکان انتاریو انجام شد. مادران گروه آزمون در 10 جلسهی گروهی درمان مبتنی بر دلبستگی شرکت نمودند. گروه شاهد مداخلهای دریافت نکردند. سپس تاثیر مداخله بر میزان سلامت روان (کاهش علایم افسردگی، فزوناضطرابی و نافرمانی مقابلهای) کودکان هر دو گروه مورد بررسی قرار گرفت. نتایج با استفاده از نرمافزار SPSS و به کمک آمار توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و به روش تحلیل کوواریانس ارزیابی گردیدند.
یافته ها: میانگین نمرات افسردگی، فزون اضطرابی ونافرمانی مقابلهای در گروه آزمون در مرحلهی پسآزمون (05/0P<) و پیگیری (05/0P<) نسبت به گروه شاهد به میزان معنیداری پایینتر بود. مجموع کاهش این علایم توسط آزمودنیها در پسآزمون 72/0 و در پیگیری سه ماهه 85/0 بود.
نتیجه گیری: درمان مبتنی بر دلبستگی در افزایش سلامت روان دختران دارای مشکلات دلبستگی موثر بود و پایبندی مادران به تداوم روشهای درمانی باعث بهبودی بیشتر در مرحلهی پسآزمون شد