مقدمه: پژوهش حاضر با هدف ارزیابی میزان اثربخشی آموزش شناختی-رفتاری گروهی بر دلبستگی، نگرشهای ناکارآمد و میزان سازگاری زناشویی افراد متاهل انجام شد.
روشکار: شرکتکنندگان این کارآزمایی بالینی، 16 نفر از متاهلین با سبک دلبستگی ناایمن و سازگاری زناشویی پایین بودند که به صورت در دسترس از مراجعین به مجتمع بهداشتی-درمانی شهرداری مشهد در سال 1390 انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 8 نفرهی آزمون و شاهد قرار گرفتند. شرکتکنندگان هر دو گروه با مقیاسهای سبکهای دلبستگی بزرگسالان کالینز و رید (RAAS)، سازگاری زناشویی لاک و والاس (LWMAS) و مقیاس نگرشهای ناکارآمد (DAS) ارزیابی شدند. گروه آزمون در 8 جلسهی هفتگی گروهدرمانی شناختی-رفتاری (2 ماه) در مجتمع بهداشتی-درمانی شهرداری مشهد شرکت کردند. گروه شاهد نیز همزمان تحت 8 جلسه آموزش مهارتهای زندگی قرار گرفتند. دادهها با استفاده از آزمونهای مکنمار، تحلیل کوواریانس یکسویه و تی گروههای مستقل با کمک نرمافزارSPSSتحلیل شدند.
یافتهها: آموزش شناختی-رفتاری گروهی باعث کاهش معنیدار نگرشهای ناکارآمد (001/0P<) و اضطراب و افزایش میزان وابستگی در روابط میشود و
میتواند به بهبود سبک دلبستگی بینجامد (005/0P<). همچنین تعداد بیشتری از افراد گروه آزمون در مقایسه با گروه شاهد به سازگاری زناشویی رسیدهاند. درصد بهبودی آزمودنیهای گروه آزمون در تمام متغیرهای پژوهش بیشتر از درصد بهبودی آزمودنیهای گروه شاهد بود.
نتیجهگیری: آموزش شناختی-رفتاری گروهی به عنوان یک رویکرد درمانی
میتواند در تغییر میزان وابستگی،اضطراب، نگرشهای ناکارآمد و سبکهای دلبستگی زوجین، موثر باشد