مقدمه: افراد از روشهای متفاوتی برای کاربرد توانايیهايشان استفاده میکنند، يکی از موارد کاربرد توانايیها میتواند در قسمت سبک تفکر و سبک حل مشکل دانشجويان پرستاری باشد. دانشجويان پرستاری در موقعيتهای مختلف بالينی مانند موقعيتهای حاد و اورژانسی، فعاليتهای يادگيری دارند که انجام اين فعاليتهای يادگيری و ارايه مراقبت و درمان نياز به تفکر و حل مشکل دارد. هدف اين تحقيق تعيين ارتباط بين سبک تفکر و سبک حل مشکل در دانشجويان پرستاری بود. روش: جهت انجام اين مطالعه از روش تحقيق همبستگی استفاده شد. نمونههای تحقيق شامل 148 دانشجوی کارشناسی پرستاری دانشکده پرستاری و مامايی مشهد در سال 1390 بود که به روش در دسترس انتخاب شدند. پرسشنامه سبک تفکر استرنبرگ- واکنر و پرسشنامه سبک حل مشکل کرتون بعد از تأييد روايی و پايايی جهت جمعآوری دادهها مورد استفاده قرار گرفت. دادههای به دست آمده از طريق آزمونهای آمار توصيفی و استنباطی مثل تیمستقل، آناليز واريانس، ضريب همبستگی پيرسون با نرمافزار SPSS v.11.5، در سطح معناداری (05/0 و 01/0) مورد تجزيه و تحليل آماری قرار گرفتند. يافتهها: بيشترين ميزان سبک تفکر دانشجويان پرستاری در بعد «کارکردها» در سبک تفکر قضايی با ميانگين (49/22)، در بعد «شکل» در سبک تفکر هرج و مرج سالاری (29/22)، در بعد «حوزهها» در سبک برونگرا (15/20)، در بعد «سطح» در سبک کلی (63/18)، و در بعد «گرايش» در سبک آزادمنشی (37/19) قرار داشت. قرار گرفتن در هر کدام از اين سبکها موجد ويژگیهای رفتاری خاصی در اين دانشجويان میشد. علاوه بر اين روشن شد که به استثنای سبک تفکر محافظهکاری با (042/0=p)، در ساير سبکها رابطه معناداری بين سبک تفکر با سبک حل مشکل وجود نداشت. نتيجهگيری: سبکهای تفکر و سبکهای تصميمگيری دانشجويان پرستاری در سطح وسيعتر مورد شناسايی قرار گيرد و تلاش شود که در کاربرد ابعاد کارکردها، شکلها، سطحها، قلمروها و گرايشها حداکثر بهرهبرداری صورت پذيرد