مقدمه: پرستاران، در مواجهه با خطرات و موقعيت های تهديد کننده، به مهارت های گوناگونی جهت تصميم گيری صحيح و به موقع نيازمند می باشند که از جمله اين مهارت ها، هوش هيجانی و تفکر انتقادی می باشد. هدف: اين مطالعه، با هدف تعيين هوش هيجانی و گرايش به تفکر انتقادی پرستاران بر حسب ويژگیهای جمعيت شناختی انجام شد. روش: در اين مطالعه مقطعی توصيفی-تحليلی ، 130 نفر از پرستاران شاغل در بيمارستان های آموزشی شهر قزوين به روش نمونه گيری سهميه ای انتخاب شدند. اطلاعات لازم با استفاده از مقياس صفت فراخلقی و پرسشنامه گرايش به تفکر انتقادی کاليفرنيا جمع آوری شد. دادهها با استفاده از آزمون دقيق فيشر و ضريب همبستگی پيرسون مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. يافته ها: 67% (86 نفر) پرستاران هوش هيجانی متوسط و 78% (100نفر) تفکر انتقادی متزلزل داشتند. از ميان ويژگيهای جمعيت شناختی مورد مطالعه، سن، سابقه کار و تحصيلات پدر با هوش هيجانی رابطه معنی دار آماری داشت (012/0p=)، (01/0p=) و (047/0p=). در ميزان گرايش به تفکر انتقادی شرکت کنندگان از نظر ويژگیهای جمعيت شناختی تفاوت آماری معنی دار وجود نداشت جز در مورد تحصيلات مادر که اين ارتباط از نظر آماری معنی دار بود (018/0p=). نتيجه گيری: با توجه به سطح هوش هيجانی متوسط و گرايش به تفکر انتقادی متزلزل در پرستاران مورد مطالعه، ارتقا اين مهارت ها در جامعه پرستاران لازم و ضروری به نظر می رسد که اين موضوع به بحث گذاشته شد