بيماری آسم يکی از شايعترين بيماریها و از علل مهم ناتوانی و صرف هزينههای بالای اقتصادی است. با پيشرفت روشهای تحقيق و درمان، در حال حاضر اختلالات الکتروليتی موجود در اين بيماران مورد توجه قرار گرفته است زيرا از علل مهم تشديد خود بيماری، ايجاد عوارض جدی و حتی مرگ میباشد. هم چنين به نظر نمیرسد تمام اين اختلالات، عوارض ناشی از داروهای مصرفی باشد و شايد قسمتی از آن بخشی از طبيعت يا پاتوژنز خود بيماری باشد. بنابراين دستيابی به اين اطلاعات در درمان اين بيماران، پيدايش روشهای جديد درمانی، کاهش عوارض و بهبود پيشآگهی مؤثر خواهد بود که هدف اين مطالعه نيز همين مسئله بوده است. در اين مطالعه 96 بيمار مبتلا به آسم مزمن مورد مطالعه قرار گرفتند که هيچ يک از آنها سابقه بستری اخير در بيمارستان، سابقه دريافت آمينوفيلين وريدی، بتاآگونيست(خوراکی، نبولايزر، وريدی) و کورتون وريدی را نداشتند، الکل، سيگار و ديورتيک نيز مصرف نمیکردند و به طور هم زمان بيماری ديگری نداشتند. الکتروليت های سرم شامل سديم، پتاسيم، کلسيم، فسفر و منيزيوم در يک آزمايشگاه معتبر برای تمام بيماران اندازهگيری گرديد. از 96 بيمار مورد مطالعه 8/45% مرد و 2/54% زن بودند و ميانگين سن مردان (5/3±8/49) به صورت معنیداری بيش از زنان(1/3±2/41) بود(05/0P<). تنها اختلال الکتروليتی موجود در بيماران هيپومنيزيمی بود(4/10%) اما ارتباط بين مصرف داروها و اختلال منيزيوم معنیدار نبود. ميانگين پتاسيم سرم در بيمارانی که بتاآگونيست استنشاقی استفاده میکردند به طور معنیداری کمتر از بيمارانی بود که از اين دارو استفاده نمیکردند(05/0P<). هم چنين کلسيم سرم(4/10 ميلیگرم در دسیليتر) در بيماران تحت درمان با کورتون خوراکی به طور معنیداری بالاتر از بيمارانی بود که اين دارو را نمیگرفتند(8/8ميلیگرم در دسیليتر)(05/0P<). هيپومنيزيمی شايعترين اختلال الکتروليتی در بيماران مبتلا به آسم مزمن میباشد(4/10%) که ارتباطی با داروهای مصرفی بيمار ندارد و به نظر میرسد که بخشی از پاتوژنز خود بيماری باشد بنابراين شايد در درمانهای مورد نياز در اين زمينه برای کنترل بهتر آسم و کاهش عوارض آن مؤثر باشد