با وجود آن که اغلب مطالعات اپيدميولوژيک، نقش حمايتی ويتامين C را در جهت بهبود سطح ليپوپروتئينهای سرم و کاهش بيماریهای قلبی عروقی نشان دادهاند، اثرات تداخلی بر جذب و متابوليسم مس نيز گزارش شده است. اين مطالعه با هدف بررسی اثر ويتامين C بر ليپوپروتئينها، آپوپروتئينها، مالون دیآلدييد(MDA) و تداخل آن با مس از طريق اندازهگيری مس و سرولوپلاسمين سرم در افراد هيپرليپيدميک در سال 1381 انجام گرديد. اين پژوهش به روش کارآزمايی بالينی تصادفی دو سويه کور در 36 بيمار هيپرليپيدميک با کلسترول تام(TC) و تریگليسريد(TG) سرم بيش از 300 ميلیگرم در دسیليتر صورت گرفت. افراد به طور تصادفی به 2 گروه دريافت کننده 500 ميلیگرم ويتامين C و دارونما تقسيم شده و به مدت 10 هفته از ايــن مکملهـــا استفاده کردند. در اين مطالعه TG، TC، LDL-C، HDL-C سرم به روش آنزيمی، MDA سرم و ويتامين C خون به روش کالریمتری، مس سرم به روش اسپکتروفتومتری جذب اتمی، سرولوپلاسمين سرم به روش آنزيمی، آپو B و آپو A-I به روش ايمونوتوربيدومتری اندازهگيری شد و دادهها توسط T-Test، paired T-Test و کایدو و ANOVA مورد تجزيــه و تحليل قرار گرفتند. در اين مطالعه تغييــر معنیداری در الگوی مصرف مواد غذايـی، وضعيــت اقتصادی اجتماعـــی و آنتروپومتريک مشاهـده نشد. افزايش معنیداری در ميزان ويتامين C خون(001/0=P) و کاهـــش معنــیداری در MDA(01/0P<) و کلسترول تام(004/0P<)، آپو B(005/0P<) و (05/0P<)، بعد از تجويز دارو و دارونما در مقايسه با زمان قبل از تجويز دارو و دارونما در گروه ويتامين C وجود داشت. همچنين افزايش معنیداری در ميزان ويتامين C خون در پايان هفته دهم در مقايسه با گروه شاهد(01/0=P) ديده شد. ميزان TG HDL، آپو A-I، مس و سرولوپلاسمين سرم تفاوت معنیداری در طول مطالعه در هر گروه بعد از تجويز دارو و دارونما در مقايسه با قبل از تجويز دارو و دارونما و همچنين بعد از تجويز دارو و دارونما در 2 گروه در مقايسه با يکديگر نداشت. به طور کلی میتوان گفت مصرف مقدار 500 ميلیگرم ويتامين C به مدت 10 هفته در افراد هيپرليپيدميک میتواند اثرات مفيدی روی وضعيت ليپوپروتئينها و آپوپروتئينهای سرمی داشته باشد بدون آن که اثری بر وضعيت مس بدن داشته باشد