افراد مبتلا به کشيدگی ليگامان مچ پا به دليل وجود درد، تورم و محدوديت حرکت در مفصل مچ پا، آهسته راه رفته و قدمهای کوتاهتری برمیدارند. با وجود آن که کشيدگی مچ پا يکی از متداولترين آسيبها در بين ورزشکاران و افراد فعال محسوب میشود، هنوز روش درمانی مشخص و مورد قبولی برای اغلب درمانگرها وجود ندارد. درمانهای مختلفی برای اين ضايعه پيشنهاد شده است که به 2 گروه عمده متحرک سازی زودهنگام و بیحرکت کردن عضو آسيب ديده تقسيم میشوند. هدف از اين مطالعه، مقايسه اثرات روش متحرک سازی زودهنگام با بريس عملکردی و محدود کردن حرکات توسط گچگيری بوده است. در اين مطالعه با اندازهگيری 3 متغير راه رفتن، شامل سرعت راه رفتن، طول گام اندام سالم و زمان تکيه روی اندام آسيب ديده، اثرات 2 روش ذکر شده مورد بررسی قرار گرفت تا روش مناسبتر تعيين شود. در اين بررسی 30 فرد مبتلا به کشيدگی مچ پا به صورت نمونهگيری آسان انتخاب شدند و براساس قرعهکشی به 2 گروه 15 نفری تقسيم گرديدند. برای گروه اول جهت کنترل حرکات از بريس عملکردی استفاده شد و در گروه دوم گچگيری صورت گرفت. سه هفته بعد از شروع درمان، اولين آزمون راه رفتن برای نمونهها انجام شد سپس 2 گروه به صورت هم زمان به بخش فيزيوتراپی ارجاع شدند. پس از خاتمه 10 جلسه فيزيوتراپی، آزمونها تکرار شدند و اطلاعات مربوط به راه رفتن ثبت گرديد. آزمون T مستقل در مرحله پيش آزمون و پس آزمون اختلاف معنیداری را در ميانگين مقادير 2 گروه نشان نداد. براساس آزمون T زوج بين مقادير پيش آزمون و پس آزمون گروه گچگيری اختلاف معنیدار آماری وجود داشت اما در گروه بريس عملکردی اين اختلاف معنیدار نبود. نتايج به دست آمده نشان داد که در گروهی که از بريس استفاده کرده بودند، بيماران قبل از فيزيوتراپی به راه رفتن مناسب رسيده بودند و اهداف توانبخشی در زمان کوتاهتری به وقوع پيوسته بود