پاسخهای بدن بيمار نسبت به تحريکات دردناک با تغييرات وسيع فيزيولوژيک در بدن همراه است. يکی از پاسخهای مهم بدن، آزادسازی نوراپینفرين در خون است که میتواند موجب بروز تغييرات سيستميک مانند اسپاسم کرونر، افزايش انعقادپذيری، برهم خوردن تعادل عرضه و تقاضای ميوکارد و غيره گردد. در مطالعات متعددی سعی شده است تا با استفاده از داروهای مختلف و ايجاد عمق مناسب بيهوشی از ايجاد اين تغييرات جلوگيری به عمل آمده يا از شدت آن کاسته شود. در اين مطالعه بالينی اثر 2 داروی پروپوفول و تيوپنتال بر ميزان آزاد شدن نوراپینفرين به دنبال لارنگوسکوپی بررسی شده است. بدين منظور 60 بيمار با ASA class I و در محدوده سنی 45-15 سال که برای جراحی غير اورژانس انتخاب شده بودند، به صورت تصادفی در 2 گروه قرار گرفتند. در اين مطالعه سنجش عمق بيهوشی توسط مونيتورينگ BIS انجام میشد. در ابتدا برای تمام بيماران ميدازولام به عنوان پيشدارو تا رسيدن سطح BIS به 70 تزريق شده سپس اولين نمونه خون گرفته میشد. در مرحله بعد به يک گروه تيوپنتال و در گروه ديگر پروپوفول تا رسيدن سطح BIS به 40 تجويز میگرديد. پس از تزريق 5/0 ميلیگرم به ازای کيلوگرم آتراکوريوم و 3 ميکروگرم به ازای کيلوگرم فنتانيل به هر دو گروه لولهگذاری صورت میگرفت و 3 دقيقه بعد نمونه دوم خون گرفته میشد. به اين ترتيب نوراپینفرين پايه و بعد از لارنگوسکوپی، توسط روش ELISA اندازهگيری میگرديد. نتايج به دست آمده ميانگين سطح نوراپینفرين پلاسما بعد از لارنگوسکوپی ( SD ) را در گروه پروپوفول (125/0) 236/0 ميکروگرم در دسیليتر و در گروه تيوپنتال (118/0) 216/0 نشان داد(534/0 = P ) که با توجه به اين نتايج، تفاوت آماری بين 2 گروه از نظر آماری معنیدار نبود(05/0 P > ). بدين معنی که انتخاب داروی مناسب بايد براساس شرايط بيمار، عوارض جانبی دارو و برآورد هزينههای بيمار صورت گيرد