معاونت پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی ايران
Abstract
چکيده
هدف: اين پژوهش با هدف بررسی آزمايشی عامل دوگانه مقاومت و انتقال در بيماران با اختلالهای شخصيت و بدون آن انجام شده است.
روش:�در يک بررسی آزمايشی با اندازهگيریهای مکرر 26 آزمودنی دارای اختلالهای اضطرابی همراه با اختلالهای شخصيت و 26 آزمودنی دارای اختلالهای اضطرابی بدون اختلالهای شخصيت بهتصادف در دو زيرگروه 13 نفری آزمايشی و گواه گمارده شدند. در زيرگروههای آزمايشی، فشار به سمت تجربه احساس، روشنسازی و چالش با مقاومت طی سه جلسه 45 دقيقهای، با فاصله زمانی يک هفته انجام شد؛ ولی در زيرگروههای ديگر چنين مداخلهای صورت نگرفت و درمانگر تنها شنونده احساسات بيمار بود. برای سنجش سبکهای دفاعی بيمار، پرسشنامه سبکهای دفاعی(DSQ) اجرا شد و ميزان مقاومت و احساسات انتقالی آنها نيز بهترتيب توسط مقياسهای سنجش مقاومت (RAS) و انتقال (TAS) اندازهگيری شدند. تحليل دادهها بهکمک روش تحليل اندازههای مکرر انجام شد.
يافتهها:�نتايج نشان دادند که چالش با مقاومت، تشديد انتقال منفی را در پی داشت، ولی تفاوت معنیداری در انتقال مثبت و مقاومت ايجاد نکرد و اين امر در گروه بيماران با اختلالهای شخصيت شديدتر بود.
نتيجهگيری: در روش رواندرمانی پويشی فشرده و کوتاهمدت، فشار به سمت تجربه احساس، روشنسازی دفاعها و چالش با مقاومت، تشديد احساسات انتقالی را در پی دارد و تشديد احساسات انتقالی در بيماران با اختلالهای شخصيت شديدتر است. از اين رو توجه به هر دو عامل مقاومت و انتقال در رواندرمانی ضروری است. در غير اين صورت درمانگر و بيمار از دسترسی به مواد اساسی درمان محروم خواهند ماند و درمان منحرف خواهد شد. اين امر بهويژه در بيماران با اختلالهای شخصيت اهميت دارد