يکی از مهمترين وظايف متخصص بيهوشی نگهداری برونده قلبی در محدوده طبيعی، جهت اطمينان از خونرسانی کافی به بافتها و اعضای حياتی طی اعمال جراحی است. تغيير علائم هموديناميک و شاخصهای قلبی از جمله برونده قلبی، در اثر تجويز داروهای بيهوشی و نيز در اثر تغييرات وضعيت بدن طی اعمال جراحی مختلف، همواره از مسايل مهم و مورد توجه در اين رشته میباشد. هدف از اين مطالعه تعيين ارجحيت يکی از 2 روش استنشاقی يا وريدی برای بيماران در وضعيت نشسته از نظر کافی بودن خونرسانی به اعضای حياتی، بوده است. در اين تحقيق ترکيب 2 عامل جدا از هم يعنی وضعيت نشسته و نوع بيهوشی، در 38 بيمار که تحت 1 نوع عمل جراحی مشابه روی شانه(ترميم روتاتورکاف) قرار گرفته بودند، بررسی شد. بيماران پس از القای بيهوشی مشابه، به صورت تصادفی در 2 گروه بيهوشی استنشاقی(هالوتان) و وريدی(پروپوفول) قرار گرفتند و برون ده قلبی آنها با استفاده از روش غيرتهاجمی در دقيقههای مختلف طی عمل جراحی، اندازهگيری شد. در نهايت تفاوت آماری معنیداری بين ميانگين برونده قلبی در 2 گروه به دست نيامد و فرضيهای جهت ارجحيت يکی از روشهای بيهوشی ذکر شده بر ديگری در بيماران با وضعيت نشسته به اثبات نرسيد