research

تجربه بيش‌مصرف غيرکشنده مواد در دوران زندگی در سوءمصرف‌کنندگان مواد در ايران

Abstract

هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی بيش‌مصرف غيرکشنده مواد اعتيادآور غيرقانونی در دوران زندگی، ارتباط آن با ويژگی‌های جمعيت‌شناختی و الگوهای مصرف مواد در افراد دچار وابستگی به مواد انجام شده است. روش: در يک بررسی توصيفی، داده‌ها از 29 استان ايران درباره وضعيت سوءمصرف مواد از ارديبهشت تا شهريور 1386 گردآوری شدند. با معتادان در سه محل زندان، مراکز درمان و خيابان مصاحبه شد. نمونه‌گيری در زندان‌ها و مراکز درمان به روش تصادفی و در خيابان به‌صورت گلوله برفی بود. يافته‌‌ها: 3329 نفر (1/42%) از افراد دچار وابستگی به مواد اعتيادآور غيرقانونی تجربه بيش‌مصرف مواد را در دوران زندگی گزارش کردند. بيش‌مصرف مواد در دوران زندگی در کسانی‌که ماده غالب مصرف‌شان نورجزيک بود (9/53%) در مقايسه با سايرين (6/41%) (001/0pp)؛ و در کسانی‌که به روش تزريقی مواد مصرف می‌کردند (1/56%) در مقايسه با ساير افراد (8/38%) (001/0>p)به ميزان معنی‌داری بيشتر گزارش شد. نتايج آزمون رگرسيون لجستيک نشان داد که متغير‌های جنسيت (01/0>p)، تنها زندگی‌کردن (05/0>p)، نداشتن شغل (05/0>p)، درآمد غيرقانونی (01/0>p) و مصرف سيگار توسط يکی از اعضای خانواده (001/0p<) پيش‌گويی‌کننده تجربه بيش‌مصرف غيرکشنده می‌باشد. نتيجه‌گيری: توجه به بيش‌مصرف‌های غيرکشنده مواد در معتادان به‌ويژه موارد تزريقی و مصرف‌کنندگان هرويين و نورجزيک ضروری است. سازمان‌های فعال در زمينه پيش‌گيری، درمان و کاهش آسيب بايد در اين زمينه پيش‌بينی‌های لازم را بنمايند

    Similar works