زمينه: انسفالوپاتی هيپوکسيک- ايسکميک در دوره نوزادی - به علت مرگ و مير بالا و پيامدهای عصبی تکاملی طولانی مدت - از اهميت ويژهای برخوردار است. مواد و روشها: برای بررسی موارد HIE (Hypoxic Ischemic Encephalopathy) متوسط تا شديد و پيامد آن، طی يک مطالعه هم گروهی تاريخی، پروندههای تمام نوزادانی که با اين تشخيص طی سالهای 85-1378 در بيمارستان علی اصغر (ع) بوشهر بستری شده بودند به صورت سرشماری بررسی شدند. از 134 نوزادی که با اين تشخيص ظرف سالهای فوق بستری شده بودند، 94 مورد که پرونده کامل داشتند و قابل پيگيری بودند مورد مطالعه قرار گرفتند. يافتهها: از 94 نوزاد مورد مطالعه، 77 مورد (9/81 درصد) به علت عوارض آسفيکسی فوت شده بودند. ميزان بقای نوزادان 17 درصد و ميانه بقاء 5 روز بود. از 17 نوزاد زنده مانده، 5 نوزاد (4/29 درصد) دچار فلج مغزی شده بودند. مهمترين عامل خطر مؤثر در بقاء، ماساژ قلبی بيش از 1 دقيقه, آپگار دقيقه اول پايين و وزن کم موقع تولد بود (05/0>P). به علاوه سزارين اورژانس نيز به عنوان عامل خطر مهمی برای مرگ ناشی از HIE شناخته شد. نتيجهگيری: پيامد آسفيکسی نوزادی بسيار نامطلوب بوده و از ابتلا و مرگ و مير بالايی برخوردار است. اين مسئله لزوم طراحی و اجرای برنامههای پيشگيری به خصوص بهبود مانيتورينگ حين زايمان را ايجاب ميکند.
واژههای کلیدی: انسفالوپاتی هيپوکسيک- ايسکميک، ميزان بقا، نوزادان، هيپوکسی