ويروس هرپس سيمپلکس تيپ يک انسانی (HSV-1) عامل ايجاد بيماریهای مهمی در انسان میباشد. با توجه به افزايش شيوع ويروس هرپس در جامعه و ظهور مستمر سويههای جديد مقاوم به درمانهای جاری، لازم است تا برای پيشگيری از ابتلاء افراد حساس و بروز بيماری در آنها اقدام به توليد يک واکسن مؤثر شود. برای اين کار واکسنهای متفاوتی توليد شدهاند که واکسنهای حاوی DNA از جمله کانديداهای مناسب برای اين مقصود میباشند. در اين پژوهش با استفاده از کلونهای حاوی ژن کد کننده گليکوپروتئينD ويروس هرپس سيمپلکس تيپ يک (pcDNA3-gD-1) يا ژن کد کننده گليکوپروتئين B اين ويروس (pcDNA3-gB-1) و يا ترکيبی از اين دو کلون اقدام به ايمنسازی موشهای BALB/c حساس و سپس ارزيابی پاسخ ايمنی موشها شد. برای اين کار سه گروه از موشهای BALB/c به ترتيب با: pcDNA3-gD-1 يا pcDNA3-gB-1 ، يا ترکيبی از اين دو کلون مورد تلقيح قرار گرفتند. هر گروه مجموعاً 3 بار و هر بار به فاصله 21 روز با کلونهای مربوط تلقيح شدند و قبل و بعد از هر تزريق از آنها خونگيری به عمل آمد. ضمناً به يک گروه مجزا از موشها به عنوان شاهد مثبت، سويه استاندارد KOS از ويروس هرپس تيپ يک (HSV-1) تزريق شد، حال آنکه به دو گروه مجزا نيز که به عنوان شاهد منفی در نظر گرفته شده بودند به ترتيب PBS و پلاسميد فاقد ژن تلقيح شد. بيست و يک روز پس از آخرين تزريق، موشهای مربوط به گروههای 6 گانه با تزريق ويروس وحشيHSV-1 مورد چالش قرار گرفتند. ضمناً آزمايش خنثی سازی 100 TCID50 ويروس هرپس با رقتهای دو برابر از هر کدام از نمونه خونهای تهيه شده انجام پذيرفت. يافتههای به دست آمده از اين پژوهش بيانگر اين است که کلونهای فوق بتنهايی و يا به طور توام توانستند سيستم ايمنی موشها را تحريک و ضمن ايجاد آنتیبادی خنثی کننده ويروس حاد در آنها، باعث پيدايش مقاومت در موشها برابر ويروس چالش شوند. توليد آنتیبادی پس از سومين تزريق به حداکثر مقدار خود رسيد. موشهايی که به آنها ترکيبی از دو کلون تلقيح شده بود دارای عيار بالاتری از آنتیباديهای خنثی کننده ويروس در مقايسه با دو گروهی که فقط يک کلون به آنها تزريق شده بود شدند، در حالی که در گروههای شاهد منفی آنتیبادی توليد نشد. در عين حال موشهای واکسينه در مقايسه با موشهای شاهد منفی توانستند مقاومت واضحی عليه ويروس چالش نشان دهند