معاونت پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی ايران
Abstract
مقدمه: اين پژوهش با هدف مقايسه برخی ويژگیهای مهارت حل مسأله اجتماعی در دانشآموزان دارای ناتوانی يادگيری و دانشآموزان عادی دبستانی شهر تهران انجام شده است.
روش: 60 دانشآموز (30 نفر در هر گروه) از پايههای سوم، چهارم و پنجم دبستان شهر تهران بررسی شدند. گروه مبتلا به ناتوانی يادگيری بهروش نمونهگيری در دسترس و گروه عادی به روش تصادفی خوشهای انتخاب و از نظر متغيرهای سن، جنس،
پايه تحصيلی و بهره هوشی همتاسازی شدند. دادهها بهکمک مصاحبه با آموزگار، پرونده دبستان يا درمانگاه، آزمون ماتريسهای پيشرونده ريون کودکان و آزمون موقعيتهای مبهم اجتماعی به صورت مصاحبه انفرادی به دست آمد. دادهها بهکمک آزمونهای آماری t مستقل و خیدو تحليل شدند.
يافتهها: دو گروه در هدف حل مسأله، احساس ناخوشايند نسبت به همسال و ادراک خودکارآمدی در اثبات قدرت و توانمندی با يکديگر تفاوت آماری معنیدار داشتند.
نتيجهگيری: کودکان دارای ناتوانی يادگيری در موقعيتهای حل مسأله اجتماعی، هدفهای اجتماعگرايانه که مهمترين آنها حل مسأله میباشد را دنبال نمیکنند و هدفهای اجتماعی و ادراک خودکارآمدی آنها در راستای پاسخهای رفتاری کنارهگيری يا پرخاشگری است