research

مقايسه وازوموتور راکتيويتی مغز در بيماران ديابت قندی و بدون ديابت قندی

Abstract

زمينه و هدف: ديابت قندی ريسک بيماری‌های ايسکميک عروق مغزی را در مقايسه با افراد بدون ديابت دو تا چهار برابر افزايش می‌دهد. بيماری‌های ماکروواسکولار، علت اصلی مرگ در ميان بيماران با ديابت قندی است. داپلر ترانس کرانيال (Transcranial Doppler-TCD) يک روش غيرتهاجمی برای ارزيابی تغييرات هموديناميک در شريان مغز ميانی می‌باشد. دانستن تأثيرات ديابت بر روی هموديناميک عروق مغزی برای درمان صحيح عوارض عروق مغزی، در اين بيماران ضروری است. هدف از انجام اين مطالعه، اندازه‌گيری و مقايسه وازوموتوراکتيويتی (Cerebral Vasomotor Reactivity-CVR) عروق مغزی در بيماران ديابتی و غيرديابتی است. روش بررسی: اين مطالعه از نوع مقطعی است. در اين بررسی سرعت جريان خون در شريان مغزی ميانی (Middle Cerebral Artery-MCA) و اندکس‌های مربوط به آن شامل سرعت ميانگين(Mean Velocity-MV)، سرعت�حداکثر سيستوليک (Peak Systolic Velocity-PSV) و سرعت انتهای دياستوليک (End Diastolic Velocity-EDV)، در 53 بيمار ديابتی (که براساس آزمايش‌های مورد تائيد پزشک ديابت آن‌ها مسجل بود) و 51 فرد غيرديابتی توسط TCD اندازه‌گيری و مقايسه شد. بررسی CVR با استفاده از دی اکسيد کربن 5% انجام شد. CVR به‌صورت درصد تغيير سرعت MCA به ازای هر ميلی‌متر جيوه (mmHg) افزايش CO2 خون شريانی اندازه‌گيری شد. داده‌ها از طريق برنامه نرم‌افزاریSPSS مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته و با روش Independent t-Test و Fishers Exact Test مورد بررسی آماری قرار گرفته‌اند. يافته‌ها: ميانگين تغييرات سرعت جريان خون (Flow Velocity-FV) در مبتلايان به ديابت cm/s 29±‌47/42 (سانتی‌متر بر ثانيه) و در افراد سالم برابر با cm/s 7/16±‌34/53 بود، که اين مقادير با يکديگر اختلاف آماری معنی‌داری دارند (021/0=p‌). ميانگين VMR به ازای هر ميلی‌متر جيوه در مبتلايان به ديابت برابر با 6/2±‌31/5% بود و در افراد سالم برابر با 2±‌66/6% بود، که اين مقادير با يکديگر اختلاف آماری ‌معنی‌داری داشتند (022/0=P). نتيجه‌گيری: در اين مطالعه ديده شد که ميانگين VMR در گروه ديابتی (6/2±‌31/%5) به‌طور معنی‌داری کمتر از گروه غيرديابتی (2±‌66/6%) بود. لذا، اين به معنی کاهش رزرو خون مغز و در نتيجه افزايش ريسک حوادث عروقی مغز است. ولی اينکه ديابت به تنهايی بتواند ريسک فاکتور کمّی بيماری‌های عروق مغزی باشد، خود مسئله‌ای است که به تحقيق جداگانه‌ای نياز دارد

    Similar works