Gorgan University of Agricultural Sciences and Natural Resources
Doi
Abstract
سابقه و هدف: منابع آب در منطقه سیستان بسیار محدود و کمیاب است و این منابع در منطقه سیستان به دلیل وابستگی کامل کشاورزان به رودخانه هیرمند و خشکسالیهای دو دهه اخیر به مرحله بحرانی رسیده است به گونهای که از طرفی این کمبود آب درآمد کشاورزان این منطقه را تحت تاثیر قرار داده است چون اکثریت مردم منطقه از بخش کشاورزی ارتزاق نموده و محصول گندم، یکی از محصولات مهم و استراتژیک این منطقه میباشد و از طرف دیگر محدود بودن آب قابل استحصال و عرضه آن با نوسان و ریسک بالا، این بخش را در امنیت غذایی با چالش مواجه کرده است. بنابراین برای مقابله با این مشکل مدیریت تقاضای آب از اهمیت ویژهایی برخوردار است. مواد و روشها: در این تحقیق جهت برآورد تابع هزینه ترانسلوگ تقاضای آب برای محصول گندم منطقه سیستان از روش رگرسیونهای به ظاهر نامرتبط تکراری (SURE) استفاده شده است. دادههای مورد نیاز شامل مقادیر و قیمتهای نهادهها و تولید است که از 150 گندم کار طی دوره زمانی 95-1394 جمعآوری شده است. نتایج: نتایج حاصل از برآورد مدل نشان میدهد که قیمت نیروی کار اجارهای و خانوادگی و سطح زیرکشت و کود بر سهم هزینهً آب تاثیر مثبت داشته در حالی که قیمت آب و مقدار تولید بر سهم هزینهً آب تاثیر منفی دارد و کششها تقاطعی نشان میدهد که نهاده آب جانشینی قوی با سایر نهادهها دارد.آب با نهادههای نیروی کار اجارهای و خانوادگی، کود و سطح زیر کشت رابطه جانشینی دارد و از میان بیشترین درجه جانشینی را نهاده آب با کود دارد. یافتهها: تمامی ضرایب متغیرها در مدل سهم هزینه آب به استثناء نیروی کار اجارهای معنیدار میباشد و با توجه به پایین بودن ضریب تعیین در دادههای مقطعی، ضریب تعیین در مدل برآورد شده برای محصول گندم 61/0 درصد است که نمایانگر برازش خوب مدل است، یعنی متغیرهای مستقل به خوبی متغیر وابسته ( تغییر هزینه کل ) را توضیح دادهاند. آماره دوربین واتسون نشان میدهد که پدیده خودهمبستگی در مدل وجود ندارد. قدر مطلق کشش خود قیمتی تقاضای آب برای گندم بزرگتر از یک بوده که این مقدار حاکی از آن است که میتوان با اتخاذ سیاستهای قیمتگذاری از طریق متأثر کردن نهادههای تولید به غیر از آب، تقاضای آب را کنترل کرد. قدر مطلق کشش خود قیمتی تقاضای آب برای گندم بزرگتر از یک بوده که این مقدار حاکی از آن است که میتوان با اتخاذ سیاستهای قیمتگذاری از طریق متأثر کردن نهادههای تولید به غیر از آب، تقاضای آب را کنترل کرد. قدر مطلق کشش خود قیمتی تقاضای آب برای گندم بزرگتر از یک بوده که این مقدار حاکی از آن است که میتوان با اتخاذ سیاستهای قیمتگذاری از طریق متأثر کردن نهادههای تولید به غیر از آب، تقاضای آب را کنترل کرد