نوع غنایی، وسیعترین نوع ادبی زبان فارسی شناخته میشود که با در برگرفتن شاخههای مختلف با عواطف و احساسات انسانی رابطه دارد. منظومهسرایی عاشقانه که از مهمترین بخشهای ادب غنایی است، بستری مناسب برای پژوهشهای ساختاری فراهم میکند، زیرا از یک سو با زبان غنایی و از سوی دیگر با اصول داستاننویسی سروکار دارد. عصر صفوی که دوران رشد و شکوفایی منظومهسرایی عاشقانه است، از این حیث اهمیّت قابلتوجهی دارد.
خورشید و مهپاره از منظومههای نسبتاً طولانی عصر صفوی است که پژوهشگران کمتر بدان توجه داشتهاند. پیرنگ کامل این اثر با داشتن چهار داستان فرعی، نگارندگان را بر آن داشت تا الگوی زبان غنایی را با استفاده از این منظومه استخراج کنند و روابط میان گونة روایی و شتاب منفی را در آن تبیین کنند. با توجه به نقشهای شش گانة زبان، زمانی که گونة روایی بر راوی متمرکز است، (+) عملکرد عاطفی زبان و زمانی که کنشگران در محور توجه قرار میگیرند، (+) عملکرد ادبی زبان به اوج میرسد. از سوی دیگر شتاب منفی معلول توصیفها، عمل ذهنی و تفسیر است. اوصاف آفاقی و بیرونی با کارکرد زبان ادبی و عمل ذهنی ــ انواع شکوائیه، نجوی، واگویه و... ــ با کارکرد عاطفی زبان غنایی ارتباط مستقیم دارد. کارکرد القایی نیز بسیار کمرنگ و در بخشهای تعلیمی و تفسیری منظومه نمود یافتهاست