این مقاله گزارشی مبسوط از تحلیل نیازهای زبانآموزان در مرحلههای مختلف پیشبرد درس ترجمة شفاهی پیاپی در مقطع کارشناسی ارائه میدهد. شرکت کنندگان این پژوهش 32 دانشجوی مترجمی کارشناسی بودند. از دو پرسشنامه برای شناسایی کمبودها و خواسته ها در ابتدا و انتهای نیمسال تحصیلی و از یادداشتهای تعمق محور زبانآموزان بهعنوان ابزاری در دستیابی پیوسته به کمبودهایشان استفاده شد. در هر مرحله، پس از شناسایی کمبود و یا خواسته، تصمیمهایی در مورد تغییرات لازم در روند درس گرفته و اجرا شد، و تأثیر آن در دیدگاه زبانآموزان بررسی شد. کمبودهای پیوسته عمدتاً ضعف در درک مطلب شنیداری و یادداشت برداری در زبان دوم بود. بررسی کمبودها در انتهای نیمسال نشان داد که گرچه بیشتر زبانآموزان قبول داشتند که در یادداشت برداری، درک مطلب شنیداری و ترجمة شفاهی پیاپی پیشرفت کرده اند، تقریباً نیمی از آنها احساس نمیکردند که اعتمادبهنفس لازم برای شرکت در فعالیتهای کلاسی را داشته باشند. همچنین، تحلیل خواسته ها نشان داد درصد بالایی از زبانآموزان معتقدند مواد آموزشی و فعالیتهای درنظرگرفته شده برای کلاس در پیشرفت آنها مؤثر بوده است. با این حال، فعالیتهایی که لازمة آن تعامل و مشارکت بود محبوبیت کمتری داشتند. یافتههای بررسی کمبودها در انتهای نیمسال و این مشاهده هر دو نشان داد که لازم است در برنامة درسی طراحی شده تغییراتی ایجاد کرد تا فضایی آرام برای تعاملات به وجود آید. اگرچه این بررسی در محیطی علمی انجام شد، اما با توجه به اینکه نمونهای عملی از تحلیل نیازهایی که میتواند انجام شود مبسوط است، میتواند آموزه هایی برای مراکز آموزشی دیگر نیز داشته باشد. افزون بر این، ماهیت مشکلاتی که زبانآموزان گزارش دادند و اقدامهایی که در رویارویی با آن انجام شد میتواند در بافتهای دیگر نیز کمابیش یکسان باشد