مصونیت سازمان‌های بین‌المللی غیردولتی: عدم وفاق در رویة بین‌المللی و دکترین

Abstract

نقش سازمان‌های بین‌المللی غیردولتی در نیم­ قرن اخیر ارتقا یافته و حیطة فعالیت ­ها آن‌ها موسع شده است. سازمان­های غیردولتی علی­رغم اینکه در حقوق بین‌الملل به‌عنوان تابعان فرعی شناخته می‌شوند و بنای تأسیس و شکل‌گیری آن‌ها توسط اشخاص خصوصی و به موجب قوانین داخلی کشورهاست، اما جایگاه مهم و عملکردتأثیرگذار برخی از آن‌ها در جامعة بین­المللی موجد طرح مسائل حقوقی متعدد شده است. ازجمله در مقاله به این موضوع پرداخته خواهد شد که آیا سازمان­ های مذکور، مشابه سازمان­های بین ­المللی بر مبنای برخورداری از شخصیت حقوقی بین ­المللی، کارکردگرایی یا ساختارگرایی، برخوردار از مصونیت هستند یا خیر؟ در پاسخ به سؤال فوق و به‌عنوان فرضیة تحقیق، مطرح است که در مورد اعطای مصونیت به سازمان­ های بین ­المللی غیردولتی، دولت­ها در رابطه با معدودی از سازمان ­ها عملکرد گزینشی دارند و در مورد مبنای مصونیت نیز رهیافت جدیدی مشتمل بر کارکردگرایی و ساختارگرایی مطرح است. به این ترتیب، مختلط­ بودن اداره یا تأمین مالی، ایفای مأموریتی مرتبط با منافع بین ­المللی عمومی و شناسایی رسمی در چارچوب یک معاهده چندجانبه یا قطعنامه‌های مکرر یک سازمان­ بین­ المللی دولتی ازجمله شاخص ­های اعطای مصونیت مطرح هستند

    Similar works

    Full text

    thumbnail-image