نشانه‌شناسی نظام پوشاک در مثنوی مولوی

Abstract

نظام پوشاک از نظام­های بسیار مهم است که در متون ادبی حضور چشمگیری دارد. مولوی از جمله شاعرانی است که توانسته است نظام نشانه­های زبانی پوشاک را به نشانه­های ادبی تبدیل کند. او با کاربرد واژگان و نشانه­های روزمرة پوشاک، نشانه­های تازه­ای را در متن حکایت خلق می­کند. این پژوهش بر آن است که با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی و تحلیل نشانه­های  پوشاک در حکایت­هایی از مثنوی با رویکرد نشانه‌شناسی بارت به ویژه نظریة هم­سازه و ناسازه بپردازد. در این نظریه، بارت معنا و مفهوم نشانه را به معنای صریح، محدود نکرده و تلاش می­کند که الگویی را طراحی کند تا در کنار معنای صریح به معنای ضمنی نشانه­ها دست یابد. بررسی تحلیلی این نظریه در حکایت­هایی از مثنوی نشان می­دهد که مولانا نشانه‌ها را در معنای قراردادی آن­ها به کار نمی­گیرد، بلکه با خلق نشانه­های جدید و همچنین تفسیر و تأویل حکایت­ها به خوانشی نو از نشانه­های اولیه دست می­یابد که این نشانه­ها با کل نظام نشانه­ای مثنوی در پیوند است

    Similar works

    Full text

    thumbnail-image