بر مبنای تعاریف نوینی که در بوطیقای فرمالیسم، از دو مقولة «داستان» و «پیرنگ» ارائه گردیدهاست، «داستان» یا همان زنجیرة رخدادها در توالی زمانی، به منزلة مادّة خام و سازمایة روایت شناخته شدهاست و «پیرنگ» برخلاف پندار منتقدان پیشافرمالیسم، نه به ساختمان منطقی و علّی اثر روایی، بلکه به تمام تمهیدات زیباییشناسانه و آشناییزدایانهای اطلاق میگردد که برای پیکربندی هنری آن مادّة خام به کار بسته میشود. این تمهیدات در سه سطح «زبان، درونمایه و صناعات» متجلّی گردیدهاست و پیرنگ هنری روایت داستانی را برمیسازند. نویسندگان داستان کوتاه معاصر فارسی با عنایت به جریانات نوگرایانة ادبی، بهویژه آرای فرمالیستی و به مدد بهرهگیری مبتکرانه از امکانات زبانی، صناعتی و درونمایگانی، گونهای شکلشکنی خلاّقانه را در روایتگری داستانهایشان رقم زدهاند، به گونهایکه داستان را از بافتی متکّی بر حادثهپردازی و پیرنگسازی در مفهوم سنّتی و پیشافرمالیستی خود خارج ساخته و تلاش برای برجستهسازی فرم داستان از رهگذر کشف و کاربست تکنیکهای روایی جدید را جایگزین آن کردهاند و بدین سان، آشناییزدایی و پیرنگ هنری مطمحنظر فرمالیستها را محقّق ساختهاند. نظر به اینکه مصادیق پیرنگسازی هنری در سطح صناعات داستانی از گستردگی و تنوّع بیشتری برخوردار است، در این جستار، بر آن بودهایم تا به واکاوی و دستهبندی مصادیق و جلوههای گوناگون آشناییزدایی و پیرنگسازی در این سطح از داستانهای کوتاه شکلگرای معاصر بپردازیم و بدینوسیله، از اصلیترین عوامل رازناکی و غریبنمایی جهان این داستانها پرده برداریم