پژوهشی در بوستان سعدی با رویکرد ترامتنیت ژنت، از منظر ادبیات تطبیقی

Abstract

همزمان با بینامتنیت و ساختارگرایی، ادبیات تطبیقی هم با رویکردی متفاوت، مطرح شد و به عنوان رشته‌ای مستقل اعلام موجودیت کرد. ادبیات تطبیقی، بینامتنیت و ترامتنیت، هرسه به «بررسی روابط میان یک متن با متن یا متن‌های دیگر» می‌پردازند، اما با رویکردی متفاوت که باعث می‌شود متن از حالت تک‌معنایی و بسته بودن خارج شده، پویایی، تحول و معنایی نو بیابد. ادبیات تطبیقی «روابط ادبی میان ادبیات ملت‌ها بر مبنای روابط تاریخی، شباهت‌ها، تفاوت‌ها و رابطة تأثیر و تأثری» را بررسی‌می‌کند که اینجا هم به نوعی گفت‌وگوی میان متن در سطح فراملّی و فرامرزی اتفاق می‌افتد. در نتیجه، با بینامتنیت و به طریق اولی با ترامتنیت ارتباط تنگاتنگی دارد. این دو از روش‌های مفید و مؤثر در نقد متن به شمارمی‌آیند و در فهم بهتر متن و رمزگشایی آن نقش اساسی دارند. مقالة حاضر، بوستان سعدی را با رویکرد بینامتنیت و ترامتنیت (و از میان ترامتن‌ها هم پیرامتن‌ها را) بررسی و عوامل بیرونی مؤثر در خلق اثر و فهم متن را بیان می‌کند و بخش‌هایی که در خوانش اولیة متون چندان بااهمیت تلقی نمی‌شدند، با این رویکرد، کارکرد آن‌ها نمایان و ارتباط‌ آن‌ها از منظر ادبیات تطبیقی نشان داده ‌شده‌است

    Similar works

    Full text

    thumbnail-image