در این مقاله، به واکاوی سبکشناسانة مجلد ششم کتاب تاریخ بیهقی بر اساس یکی از الگوهای متأخّر در زمینة سبکشناسی ادبی (که در بستر دانش روایتشناسی شکل گرفته)، پرداخته شدهاست. پرواضح است که هر متن ادبی از لایهها و سطوح مختلف زبانی شکل یافتهاست و هر کدام از این لایهها و سطوح، به سهم خود در تعیین سبک نگارش نویسنده دخیل هستند؛ لایههایی چون واژگان، جمله و سطوح کلانتر همچون گفتمان روایی. طرح پیشنهادی پاول سیمپسون (1993م.) به مثابة یک الگوی روایتشناختی که بر مبنای ردهبندی مبتنی بر مفاهیم وجهیت و دیدگاه در سطح جمله و گفتمان روایی در سطح متن قرار دارد، میتواند دستاویزی مناسب برای سبکشناسی متون ادبی از منظر گفتمان روایی باشد. در این پژوهش، سعی شدهاست تا با تمرکز بر یکی از محورهای موجود در الگوی سیمپسون، یعنی محور وجهیت، سبک روایی متن تاریخ بیهقی، به شیوهای روشمندانه ارزیابی شود