در گفتمانشناسی، دستهای از واژگان را نشاندار مینامند که معانی فراتری از سطح قاموسی دارند. دقت در گزینش چنین واژههایی در شعر، راهی است به سوی واقعیاتی که در بستر تاریخ جریان داشتهاند. مسئله در شعر نظامی، این مسئله گاه به طرزی ناپیدا در بطن واژههای نشانداری است که شاعر برگزیدهاست. در این جستار، به گونة توصیفی ـ تحلیلی و با مطالعة منابع مرتبط با تاریخ عصر نظامی، وقایع مؤثر بر ذهن هنرمند را در نظر گرفتهایم. سپس با استخراج و بررسی واژگان پربسامد و نشاندار در خمسه، به ارتباط معنیدار میان حضور این واژهها در شعر و حوادث واقع در دوران زندگی او پرداختیم و به منظور تحلیلی روشمند، رویکرد تحلیل انتقادی گفتمان فرکلاف را برگزیدیم. نتیجه نشان داد که زبان نظامی یک «کردار اجتماعی» است؛ یعنی در عین حال که روابط و هویتهای اجتماعی آن را به وجودآورده، سازندة آنهاست و ابزاری برای مبارزه در رفع نابرابریهای «قدرت» است