آنچه نگارنده در این سطور سعی در بیان آن دارد، شرح اعتقاد فرمالیسم روس است به ادبیّت متن ادبی و تلاش این رهیافت برای تشخیص ابزارهایی که زبان ادبی را از زبان روزمره دور و ناآشنا میکند؛ و درعینحال، بیان اینکه منتقدین نوامریکایی قائل به وحدت انداموار در شعر بودند، اینکه شعر تناقض نمایی است که منتقد بدون پی گیری نیت مؤلف یا الهام از تأثر باید در رفع ابهامها و حل معماهای اندرونی آن بکوشد، تا به درک معنی آن نائل گردد. در ادامه، نگارنده با در نظر داشتن هر دو رویکرد یاد شده، شعر محراب، اثر سهراب سپهری را مورد مداقّه قرار داده است