رویکرد بینامتنیت بهعنوان یکی از دستاوردهای ارزشمند پساساختارگرایان، افق جدیدی در نقد متون گشوده است. نخستین بار ژولیا کریستوا با بررسی آثار باختین، اصطلاح «بینامتنیت» را مطرح کرد. طبق این رویکرد هیچ متنی مستقل و بیتأثر از متنهای پیشین نیست. افرادی چون ژونت، بارت، ریفاتر و ژونی نیز به بسط این رویکرد در نقد ادبی پرداخته اند. از نظر آنان، ارتباطات بینامتنی موجب تولید معنای عمیقتر در متون میشود. لویی آراگون شاعر و نویسندة معاصر فرانسوی نیز در مجنون السا با بهرهگیری از رویکرد بینامتنیت درپی برقراری این مهم برمیآید. او با بهرهگیری از روابط بینامتنی سعی در کشف همگراییها در حافظۀ جمعی جهان داشته است؛ و ویژگیهای شناختی هر ملت را همچون تمایزهایی میبیند که میتوانند در کنار یکدیگر فرهنگی جهانی بسازند. . در این جستار، ما به مطالعۀ فرایند گفتگوی بینافرهنگی بر مبنای رویکرد بینامتنیت در مجنون السا اثر لویی آراگون پرداخته و بر مبنای روابط بینامتنی، به دنبال کشف چگونگی فرایند گفتگومندی و اهمیت تفکر ادبی در انتقال مفهوم همبستگی در عین تباین هستیم