پژوهشهای زراعی ایران
Not a member yet
    797 research outputs found

    روابط ژنتیکی بین ژنوتیپ های لوبیا (Phaseolus vulgaris L.) با استفاده از نشانگرهای مولکولی RAPD و صفات زراعی دوره8 شماره6 سال1388

    No full text
    Abstract Genetic relationships in 25 common bean genotypes were analyzed by using RAPD markers and agronomic traits. A field trial was carried out to evaluate 12 agronomic traits. Experimental design was randomized complete block design with three replications and 25 treatments. Results of field experiment showed large variability for yield and other traits among the tested genotypes. To study RAPD based DNA analysis, a total of 26 random primers generated 144 polymorphic bands, with an average of 5.54 polymorphic bands per primer. The average polymorphic information content (PIC) was 0.273 ranging from 0.077 (P17 primer) to 0.458 (P9 primer). The highest and the lowest marker index were recorded for P1 (3.55) and P17 (0.154) primers, respectively. The average of marker index was 1.59. According to the cluster analysis on RAPD markers, using UPGMA method and Jaccard's coefficients, Pinto, Kidney and Lima bean tested genotypes were segregated into three distinct groups except four genotypes. So efficiency of this method in this research was determined 21/25=%84.Whereas such case did not observe about agronomic traits. Finally, in this study the clustering results based on RAPDs did not match with those on agronomic traits using Mantel test (r=-0.062). Final result, RAPDs marker was determined as a suitable tool for separating bean genotypes in this research. Keywords: Common bean, RAPD markers, Agronomic traits, Cluster analysisچکیده در این تحقیق روابط ژنتیکی 25 ژنوتیپ لوبیا با استفاده از نشانگرهای مولکولی رپید وبرخی صفات زراعی مورد بررسی قرار گرفت. برای انجام این مطالعه آزمایشی درقالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار و 25 تیمار (ژنوتیپ های لوبیا) در شرایط مزرعه انجام شد. نتایج این آزمایش نشان داد که تنوع زیادی بین ژنوتیپ های لوبیا از نظر عملکرد و سایر صفات زراعی وجود دارد. در حالی که دندروگرام مربوطه تهیه شده با روش UPGMA و براساس فاصله های اقلیدسی، به هیچ وجه حاکی از تفکیک ژنوتیپ ها به سه گروه متمایز چیتی، قرمز و سفید نبود. در تعیین روابط ژنتیکی ژنوتیپ ها با استفاده از نشانگر های مولکولی رپید 26 آغاز گر تصادفی مورد استفاده قرار گرفت که 144 نوار چندشکل با میانگین 54/5 نوار برای هر آغازگر ایجاد شد. متوسط میزان اطلاعات چند شکلی 273/0 و دامنه آن بین 077/0 (آغازگر P17) تا 458/0 (آغازگر P9) متغیر بود. بالاترین و پائین ترین مقدار شاخص نشانگربه ترتیب به آغازگرهای P1 (55/3) و P17 (154/0) مربوط بوده که متوسط این شاخص 59/1 محاسبه گردید. تجزیه خوشه ای براساس داده های حاصل از نشانگرهای مولکولی رپید وروش UPGMA وبا استفاده ازضرایب جاکارد ژنوتیپ ها را به سه گروه تقسیم نمود. در این تجزیه انواع لوبیا چیتی، قرمز و سفید کاملاً از یکدیگر مجزا شده و تنها چهار ژنوتیپ درگروه مربوط به خود قرار نگرفتند لذا کارایی این گروه بندی 84%=25/21 تعیین شد. تفکیک ژنوتیپ ها با استفاده از این دو روش کاملاً متفاوت بود و آزمون مانتل نیز هیچگونه همبستگی معنی داری (062/0- r=) بین دو دندروگرام نشان نداد. نتیجه نهایی اینکه در این تحقیق نشانگر مولکولی رپید ابزار بهتری در تفکیک انواع لوبیا نسبت به صفات زراعی تشخیص داده شد. واژه های کلیدی: لوبیا، نشانگر مولکولی رپید، صفات زراعی و تجزیه خوشه ا

    ارزیابی روابط کمی بین عملکرد و مصرف عناصر غذایی در زعفران: مطالعه در مزارع کشاورزان On-farm دوره3 شماره1 سال1383

    No full text
    In order to relate production of saffron and utilization of nutrients, a study was conducted in 2001 and 2002. Four selected locations for this study were Birjand, Gonabad, Qaen and Torbat-Haydariah, which are the main saffron production centers in Iran. This study was performed in 160 saffron farms, aged between 1 and 5 years. Manure, nitrogen and phosphorous fertilizers showed a positive linear relation with yield and length of flowering, while nitrogen and phosphorous showed a negative linear relation with start of flowering period. Yield of saffron showed a significant and positive correlation with the amount of applied manure and the saffron farms with age 4-5 year had highest yield. Our results showed that manure was the most effective factor in production of saffron. The beneficial effects of manure could be due to slow release of nutrients and enhancing soil physical properties. Stepwise regression analysis of yield and fertilizer application showed that 67 percent of yield variations was attributed to manure and phosphorous application.به منظور ارزیابی و کمی کردن روابط بین مصرف عناصر غذایی و عملکرد زعفران در پهنه اقلیمی مرکز و جنوب خراسان، مطالعه‌ای در چهار شهر بیرجند، گناباد، قاین و تربت حیدریه که مهمترین مناطق تولید زعفران ایران هستند انجام شد و 160 مزرعه زعفران یکساله تا پنج ساله طی دو سال زراعی 1381 و 1382 مورد بررسی قرار گرفت. توابع برازش داده شده بین عملکرد و میزان مصرف کود دامی بیانگر ارتباط خطی مثبتی بین آنها بوده و شیب منحنی افزایش عملکرد نسبت به مصرف کود دامی در بیرجند بیشتر از سایر شهرها بود. الگوی تغییرات مصرف کود نیتروژن و فسفر با شروع دوره گلدهی در چهار شهر مورد بررسی به صورت تابعی خطی ولی با شیب منفی بود در حالیکه بین مصرف کود نیتروژن و فسفر و طول دوره گلدهی در تمامی مناطق مورد بررسی نوعی ارتباط خطی با شیب مثبت وجود داشت که در این حالت نیز شیب منحنی در بیرجند اندکی بیشتر از سایر مناطق بود. بررسی ارتباط بین مصرف کود و عملکرد در مزارع با سنین مختلف بیانگر بیشتر بودن میزان عملکرد مزارع در تربت حیدریه بود. به نظر می‌رسد عملکرد بیشتر مزارع زعفران در شهرستان تربت حیدریه ارتباط نزدیکی با فراهمی بیشتر عناصر غذایی مورد نیاز گیاه در اثر کاربرد بیشتر کود دامی در این منطقه داشته باشد، زیرا آزاد شدن تدریجی عناصر غذایی از کود دامی علاوه بر تأمین نیازهای غذایی گیاه در دراز مدت موجب بهبود بافت و ساختمان خاک نیز می‌شود. برازش رگرسیون گام به گام بین عملکرد و مصرف کودها نشان داد که 67 درصد تغییرات عملکرد زعفران در منطقه مربوط به مصرف کودهای دامی و فسفر می‌باشد

    بررسی اثر تراکم پنبه (Gossypium hirsutum) و سلمه تره (Chenopodium album) بر برخی ویژگی های رشدی پنبه در منطقه بیرجند دوره8 شماره1 سال1388

    No full text
    Abstract Weeds are problematic plants in agroecosystems as a competitor for crops. In order to evaluate effects of cotton (Gossypium hirsutum) and common lambsquarter (Chenopodium album) densities on some crop growth indices, a study was conducted during 2006 in Experimental Station of Faculty of Agriculture, The University of Birjand as factorial experiment based on complete randomized block design with four replications. Three densities of cotton (6, 9 and 12 Pl.m-2) and four weed densities (0, 6, 9 and 12 Pl.m-2) were used to provide different weed interference levels. Indeed, three plots in each replication were intended to cultivation of lambsquarter alone at 6, 9 or 12 Pl.m-2. Results showed that crop growth rate (CGR) of cotton was influenced by weed density, and its relative growth rate (RGR) and net assimilation rate (NAR) indicated a declining trend as weed density increased. Dry matter accumulation of cotton also was affected negatively by weed densities, as interference of lambsquarter at 6, 9 and 12 Pl.m-2 resulted to 35, 42 and 48 percent dry matter reduction, respectively, than weed-free treatment. Increasing of cotton density could partly compensate for negative impact of weed attendance on cotton growth. Thus, it seems higher plant densities can be used as a managing tool against weeds in cotton fields to avoid reduction of yield. Keywords: Cotton, Density, Weed, competition, Growth analysisچکیده به منظور بررسی تاثیر تراکم پنبه (Gossypium hirsutum)، رقم ورامین، و سلمه تره (Chenopodium album) بر برخی ویژگی های رشدی پنبه، مطالعه ای در سال 1385 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه بیرجند به صورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی انجام شد. علف هرز سلمه تره در چهار تراکم (0، 6، 9 و 12 بوته در متر مربع) و پنبه در سه تراکم (6، 9 و 12 بوته در متر مربع) کشت شدند. همچنین 3 کرت در هر بلوک به کشت خالص سلمه تره با تراکم های 6، 9 و12 بوته در متر مربع اختصاص یافت. نتایج تحقیق حاکی از کاهش سرعت رشد محصول پنبه تحت تاثیر تراکم های مختلف سلمه تره بود، همچنین سرعت رشد نسبی و سرعت جذب خالص پنبه تحت تأثیر تراکم های مختلف سلمه‌تره روند کاهشی نشان دادند. تجمع ماده خشک پنبه نیز تحت تاثیر تراکم های مختلف سلمه تره، کاهش یافت. در کشت مخلوط پنبه با تراکم های 6 ، 9 و 12 بوته سلمه تره نسبت به تیمار فاقد علف هرز به ترتیب 35 ، 42 و 48 درصد کاهش در تجمع وزن خشک مشاهده شد. در این آزمایش افزایش تراکم پنبه توانست مقداری از اثرات منفی مربوط به کاهش صفات مورد مطالعه تحت تاثیر اثر حضور علف هرز سلمه تره را تقلیل دهد. نتایج این آزمایش نشان داد که احتمالا می توان از افزایش تراکم گیاه زراعی به عنوان یک ابزار مدیریتی در جهت مبارزه با علف های هرز پنبه و جلوگیری از کاهش عملکرد ناشی از آن استفاده نمود. واژه های کلیدی: پنبه، تراکم، رقابت، آنالیز رشد، تجمع ماده خش

    Effects of Plant Residues in Two Types of Soil Texture on Soil characteristics and corn (Zea mays L.) NS640 Yield in a Reduced -Tillage cropping System دوره16 شماره1 سال1396

    No full text
    حفظ بقایای گیاهی در سطح خاک و استفاده از نظام کم شخم که از اصول مهم پایداری اکوسیستم‌های کشاورزی است، در افزایش پایداری عملکرد ذرت می‌تواند تأثیرگذار باشد. به منظور بررسی حفظ بقایای گیاهان و اختلاط آنها با خاک دو مزرعه دارای بافت متفاوت بر ویژگی‌های فیزیکی خاک و اجزای عملکرد دانه ذرت رقم NS640، آزمایشی طی سال زراعی 1393-1392 در مزرعه پژوهشی دانشکده کشاورزی شوشتر انجام شد. این به‌صورت تجزیه مرکب در یکسال و دو مکان در قالب طرح پایه بلوک‌های کامل تصادفی با چهار تکرار بررسی شد و دو مزرعه با خاک لومی‌رسی و لومی‌شنی به‌عنوان مکان و کشت قبل از ذرت شامل کشت باقلا، گندم، کلزا، کلم و آیش در قالب تیمارهای آزمایش بررسی شدند. نتایج نشان داد که در عمق 15-0 سانتی‌متری خاک تیمار دارای بقایای گیاهی گندم در بافت خاک لومی رسی بیشترین میزان کربن آلی (80/0 درصد) را داشت و پس از آن تیمارهای دارای بقایای گیاهی باقلا و کلزا در یک گروه معنی‌داری قرار گرفتند. تیمار شاهد بدون گیاه در بافت خاک لومی شنی، کمترین میزان کربن آلی خاک (36/0 درصد) را داشت. در عمق 30-15 سانتی‌متری نیز بیشترین درصد کربن آلی در خاک لومی رسی دارای بقایای گندم با 48/0 درصد وجود داشت و بعد از آن تیمارهای دارای بقایای گیاهی باقلا، کلزا و کلم به‌ترتیب با 44/0، 42/0 و 39/0 بودند. در بافت لومی رسی میزان رطوبت خاک در تیمارهای برگرداندن گیاه گندم، کلزا و باقلا به‌ترتیب 3/21، 4/20 و 5/20 درصد بود، در حالی‌که برگرداندن بقایای کلم در مقایسه با شاهد (9/12 درصد) تأثیر معنی‌داری بر درصد رطوبت خاک نداشت. در بین تیمارهای برگرداندن بقایای گیاهی در خاک لومی شنی، تیمارهای شاهد و کلم با مقدار 23/0 و 212/0 درصد کربن آلی، کمترین مقدار ماده آلی را داشتند. تیمارهای برگرداندن بقایای گیاهی باقلا در دو نوع بافت خاک لومی رسی و لومی شنی به‌ترتیب با 6/10128 و 9/9547 کیلوگرم در هکتار بیشترین عملکرد دانه و تیمار شاهد در بافت لومی شنی با 6111 کیلوگرم در هکتار کمترین عملکرد دانه ذرت را به‌دنبال داشتند. به‌طور کلی، بقایای گیاهی باقلا در زراعت ذرت در هر دو نوع بافت خاک لومی رسی و لومی شنی تأثیر معنی‌دار بر عملکرد دانه ذرت و همچنین بهبود برخی ویژگی‌های کیفی خاک داشت.Introduction The impact of agronomy on the subsequent product in rotational cropping systems depends on factors such as plant type, duration of crop growth, soil moisture content, tillage type, irrigation method, the amount of nitrogen fertilizer, quantity and quality of returned crop residues to the soil. Prior cultivated crops improve the next crop yield by causing different conditions (nitrogen availability, organic matter and volume of available water) in soil. This study was conducted due to importance of corn cultivation in Khuzestan and necessity of increasing the soil organic matter, moisture conservation and in the other hand the lack of sufficient information about the relationship between soil texture, type of preparatory crop in low-tillage condition and some soil characteristics and corn growth habits. The purpose of this experiment was to evaluate the effect of residue of preparatory crops in low plowing condition in two soil types on corn yield and some soil characteristics. Materials and Methods This experiment was carried out at Shooshtar city located in Khuzestan province. An experiment was performed by combined analysis in randomized complete block design in two fields and in two consecutive years with four replications. Two kinds of soil texture including: clay loam and clay sand. Five preparatory crops including: broad bean, wheat, canola, cabbage and fallow as control assigned as sub plots. SAS Ver. 9.1 statistical software was used for analysis of variance and comparison of means. Graphs were drawn using MS Excel software. All means were compared by Duncan test at 5% probability level. Results and Discussion The soil texture and the type of preparatory crop influenced the characteristics of the soil and corn grain yield. Returning the broad bean residue into two types of soil caused the highest grain yield of corn 10128.6 and 9547.9 kgha-1, respectively. The control treatment in sandy loam texture had the lowest corn seed yield (6111 kg.ha-1). Therefore, in these conditions, amount of plant residues and soil texture have played an important role in improving the soil quality and corn yield, which would be lead to economic objectives of sustainable and low input and cost production. Treatment of broad bean residues in depth of 0-15 cm resulted to the highest total nitrogen of 0.121% in clay loam soil and 0.122% in loam sand soil. The return of broad bean plant residues in both soil types improved corn grain yield which can be attributed for fixing and increasing the soil nitrogen by broad bean and decrease the ratio of carbon to nitrogen in soil. It seems that the contribution of broad bean residues released nitrogen gradually, particularly at the end of corn growing season. The results showed that treatment of wheat residues in clay loam soil had the highest carbon to nitrogen ratio (8.10%), and in sandy loam soil, treatment without plant residues had the lowest ratio of carbon to nitrogen (1.4%). Increased carbon/nitrogen ratio was the result of high ratio of carbon content to nitrogen in wheat. Burying the remains of wheat and canola led to significant decrease in soil nitrogen during growing season and a sudden increase in soil organic carbon. Mean comparisons showed that adding wheat residues to clay loam soil had the lowest soil bulk density in depth of 0-15 cm (1.19 gcm-3) and treatment of control (no adding plant residues) to sandy loam soil had the highest soil bulk density (1.54 gcm-3). The lowest soil bulk density was observed in depth of 0-15 cm and with increase in depth, soil bulk density increased, too. It seems that high percentage of the soil moisture can lead to low soil bulk density. Combination of clay loam soil with wheat, canola and broad bean residues caused soil moisture content of 21.3%, 20.4% and 20.5%, respectively, while returning the residue of cabbage did not have a significant influence on soil moisture in comparison with control (12.9%). Conclusions In general, mixture of broad bean residues with both soil types had the positive effects on corn yield and soil characteristics compared to other crop residue

    اثر تنش خشکی بر خصوصیات فلورسانس کلروفیل و عملکرد علوفه دو رقم ارزن علوفه‌ای (Pennisetum americanum var. nutrifeed and Punicum sp var. pishahang) دوره16 شماره2 سال1396

    No full text
    Introduction Drought is dangerous to the successful production of agricultural products around the world. When drought occurs a combination of physical and environmental factors causes internal stress in plants and reduces production. Photosystem II plays an important role in higher plants to response the environmental factors. In recent years chlorophyll fluorescence techniques in ecophysiology have been considered as a rapid, sensitive and non-destructive method. Dry matter reduction can be due to cell swelling and pressure reduction because of reduced leaf area and photosynthetic pigments, especially chlorophyll. RWC is the best criteria of plant water status measurement. When plants affects by drought, salinity, low temperatures and other factors that reduce water potential of the cell sap they should increase their organic solute concentration to continue water absorption under stress conditions (osmotic adjustment). The aim of this study was investigating drought stress effects on photosynthesis and dry matter yield of two forage millet cultivars including Nutrifeed and Pishahang along with a discussion of some physiological characteristics and chlorophyll fluorescence change. Materials and Methods This experiment was carried out as factorial layout based on randomized complete block design with three replications at the Agricultural Research Station, Shahid Chamran University in 2010-2011. First factor was two forage millet cultivars including Nutrifeed and Pishahang. The second factor was three water stress levels as mild, moderate and severe drought including providing 100, 75, 50 and 25% water requirement. The amount of water in each treatment based on the 50, 100, 150, and 200 mm evaporation from class A evaporation pan that located in meteorology synoptic station in the vicinity of the research farm was calculated. The crop coefficient (Kc) was determined based on evapotranspiration and soil water depletion treatments and then set the curve traced FC and soil moisture, the amount of water requirement was calculated and finally the volume of irrigation water for treatments was provided. Traits including stomatal conductance, relative concentration of chlorophyll SPAD-502 osmotic potential, relative permeability of the membrane, proline, relative water content and chlorophyll fluorescence of the last developed leaf (leaf ligule was observed) in two conditions light adapted and dark adapted leaves were measured. Results and Discussion Results showed that the effect of stress levels on all traits was significant. The highest and lowest yield of dry matter were observed in the control treatment of Nutrifeed cultivar and 25% water requirement supply of Pishahang cultivar, respectively. Proline and relative permeability of the membrane over drought stress was more than the control in both cultivars and proline increased with increasing drought levels. The highest and lowest relative permeability of the membrane were observed in the Pishahang cultivar at 25% moisture supply and the control treatment of Nutrifeed cultivar, respectively. As increasing the stress intensity, relative water content, dry matter yield, osmotic potential, stomatal conductance, Fv/Fm, and qP, decreased. Dry matter had significant positive correlation with stomatal conductance, relative water content, SPAD value, Quantum yield of PSII, and Fv/Fm. It should be noted that Nutrifeed cultivar compared to the Pishahang cultivar under both normal and stress conditions had better water use efficiency. So it seems that Nutrifeed cultivar could be used as a suitable forage under water deficit conditions. Conclusions It seems that Nutrifeed cultivar is a suitable fodder crop for livestock feed production in the areas with water restrictions.به‌منظور بررسی اثر تنش خشکی روی برخی ویژگی‌های فیزیولوژیکی دو رقم ارزن علوفه‌ای آزمایشی به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه شهید چمران اهواز انجام شد. عامل اول دو رقم ارزن علوفه‌ای‌ شامل نوتریفید و پیشاهنگ و عامل دوم تنش خشکی در چهار سطح شامل تأمین 100درصد نیاز آبی به‌عنوان شاهد، 75، 50، 25 درصد نیاز آبی بود. مقدار آب آبیاری در هر تیمار بر مبنای 50، 100، 150 و 200 میلی‌متر تبخیر از تشتک تبخیر کلاس A محاسبه شد. بیشترین عملکرد ماده خشک در رقم نوتریفید در شرایط شاهد و کمترین عملکرد ماده خشک در رقم پیشاهنگ در 25 درصد تأمین نیاز آبی به‌دست آمد. میزان پرولین و نفوذپذیری نسبی غشاء در هر دو رقم طی تنش همواره بیشتر از شاهد بود و با افزایش سطح تنش خشکی میزان پرولین افزایش یافت. بیشترین میزان نفوذپذیری نسبی غشا در رقم پیشاهنگ در 25 درصد تأمین رطوبت و کمترین میزان نفوذپذیری نسبی غشاء در رقم نوتریفید در شاهد به‌دست آمد. با افزایش سطح تنش محتوای نسبی آب برگ، عملکرد ماده خشک، پتانسیل اسمزی، هدایت روزنه‌ای، بیشینه کارآیی فتوسنتزی فتوسیستم ΙΙ (Fv/Fm)، فرود فتوشیمیایی (qP) و عملکرد کوآنتومی فتوسیستم دو کاهش یافتند. عملکرد ماده خشک همبستگی مثبت و معنی‌دار با هدایت روزنه‌ای، محتوای نسبی آب برگ، شاخص کلروفیل (عدد SPAD)، عملکرد کوآنتومی فتوسیستم ΙΙ و Fv/Fm داشت. ارزن نوتریفید نسبت به رقم پیشاهنگ هم در شرایط غیر تنش و هم در شرایط تنش از کارایی مصرف آب بهتری برخوردار بود و به‌نظر می‌رسد این رقم در شرایط محدودیت آب آبیاری بتواند از تولید علوفه مناسبی برخوردار باشد

    تأثیر همزیستی قارچ Trichoderma atroviride بر ویژگی های رشد و عملکرد دو رقم کلزا (Brassica napus L.) در خاک آلوده تیمار شده با نیترات مس دوره15 شماره1 سال1395

    No full text
    Introduction Accumulation of heavy metals in agricultural soils can be a threat to crop production due to plant toxicity. In the recent years, hyperaccumulator plants are cultivated to cleaning up the soils which contaminated with pollutants especially heavy metals. However, the biomass of these plants is low and metal specific. Many studies have shown that microorganisms can be used to significantly reduce the toxicity of heavy metals. Therefore, the present study aimed to determine the role of Trichoderma atroviride on the growth characteristics of tow cultivars of rapeseed in different levels on copper. Materials and Methods In this study, a pot experiment was conducted in factorial arrangement based completely randomized design with three replicates. Treatment were T. atroviride fungi at two levels of inoculated and non-inoculated plants, four levels of copper nitrate including 0, 50, 100 and 150 mg l-1 and two cultivars of rapeseed consist of Hayola 401 and Sarigol. Trichoderma atroviride was prepared from Mycology Lab of Sari Agricultural Science and Natural Resource University. PDA medium (potato extract, dextrose and agar) was kept for a week at 25˚C to propagation of fungal strain. The used medium was previously sterilized in autoclave for 30 minutes. So, this fungus propagated in Wheat's bran for five days. Healthy and uniform seeds of rapeseeds were separated from rogues and infertile ones. Seeds disinfected in hypochlorite sodium 0.5% for five minute and then washed with distilled water three times. After preparing fungus spore suspension of 108 CFU per ml water, 50 g wheat' bran mixed to the soil of each pot. Twenty sterilized seeds sown in 2 cm of soil depth in 25×30 cm pot with 10 kg capacity. Copper nitrate was used to pollute treated soil. During this experiment did not used any pesticides and herbicides and all weed controlled manually. Some growth and yield related parameters such as plant height, number of secondary branches, pod number and length of primary and secondary branches, were determined. All statistical analysis were performed using SAS software (version 9.1) and mean comparisons were made by the least significant difference (LSD) test. Results and Discussion Results showed that increasing copper content in growth medium markedly decreased pod number in main branches in Hayola 401 while in Sarigol the maximum pod number was recorded at the 50 mg l-1 of copper nitrate. The presence of the Trichoderma, however, increased pod number in branches. Sarigol resulted more pod numbers in branches than Hayola 401 (2.5 times vs. 64%). Also, the maximum pod numbers in branches (about 1.3 fold as compared to the uninoculated control) were observed in Trichoderma inoculated plants which received 100 mg/L of copper nitrate. The maximum plant height in Hayola 401 and Sarigol (0 and 100 mg l-1 of copper nitrate, respectively) recorded when those plants inoculated with Trichoderma. The presence of the Trichoderma in the growth medium significantly improved the pod length of in main branches in Hayola 401 rather than Sarigol. Conclusions Many researches showed that rapeseed is a hyperaccumulatore plant for heavy metals such as copper, cadmium, nickel, zinc and lead. On the other hand, many researchers confirmed that soil beneficial microorganisms such as Trichoderma spp. could improve the growth and yield attributes of plant especially in polluted soil. In conclusion, inoculation of rapeseed plants with Trichoderma could enhance the growth characteristics of rapeseed particularly under high levels of copper in the soil. Sarigol, however, respond better than Hayola 401 in terms of yield and yield components. Since, important aspect of bioremediation is inhibition of pollutants passes through a food chain, thus, coexistence of beneficial microorganisms that capable to transform contaminants into nontoxic products are very important.به منظور بررسی اثر قارچ Trichoderma atroviride بر ویژگی‌های رشدی دو رقم کلزا در سطوح مختلف نیترات مس، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با دو سطح کاربرد و عدم کاربرد قارچ، چهار سطح نیترات مس (صفر، 50، 100 و 150 میلی گرم بر لیتر) و دو رقم کلزا (هایولا 401 و ساری گل) در سه تکرار به‌صورت گلدانی در دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری در سال 1389 اجرا شد. نتایج آزمایش نشان داد که تعداد غلاف در شاخه اصلی در رقم هایولا 401 با افزایش آلاینده در خاک روند کاهشی داشت اما در رقم ساری گل، بالاترین میزان این صفت (حدود 36 عدد) در سطح 50 میلی گرم بر لیتر نیترات مس مشاهده شد. حضور قارچ تریکودرما، تعداد غلاف شاخه فرعی را در رقم هایولا 401 و ساری گل به ترتیب حدود 64 درصد و 5/2 برابر افزایش داد. همچنین بیشترین تعداد غلاف در شاخه فرعی در تیمار کاربرد تریکودرما و سطح 150 میلی گرم بر لیتر نیترات مس حدود 3/1 برابر نسبت به عدم کاربرد تریکودرما مشاهده شد. بیشترین ارتفاع بوته به ترتیب حدود 100 و 120 سانتی‌متر در ارقام هایولا 401 و ساری گل با کاربرد قارچ در سطح 100 میلی گرم بر لیتر نیترات مس به دست آمد. حضور تریکودرما در خاک در سطح 150 میلی گرم بر لیتر نیترات مس توانست طول غلاف شاخه اصلی را در رقم هایولا 401 (حدود 16 سانتی‌متر) بیشتر از رقم ساری گل (حدود 7 سانتی‌متر) افزایش دهد. در مجموع، به نظر می رسد که قارچ تریکودرما باعث بهبود ویژگی‌های رشدی گیاه کلزا در سطوح بالای عنصر مس در خاک می شود

    ارزیابی تحمل به خشکی در ژنوتیپ های سورگوم دانه ای با استفاده از شا خص های تحمل و دوره9 شماره4 سال1389

    No full text
    Evaluation of drought stress tolerance in sorghum genotypes at different growth stages and severity of stress and their reaction is very important in breeding programs. This study was conducted with the 13 grain sorghum genotypes in 3 different environmental conditions including normal condition and two water deficit conditions at vegetative and reproductive stages using randomized complete block design with 3 replications. Genotypes grouping were performed based on tolerance and sensitivity indices by cluster analysis. There was a positive and significant correlation between grain yield with tolerance indices (MP, GMP and STI) and sensitivity indices (SSI and TOL) in both normal and two water deficit conditions. The results showed that STI, GMP and MP indices were the best indices for evaluation of genotypes response in drought stress conditions. Cluster analysis showed that B26 genotype and M2 promising line had the most grain yield and higher values of STI ،GMP and MP indices in both normal and stress conditions and they grouped in the same cluster.ارزیابی ژنوتیپ های سورگوم از نظر قابلیت تحمل تنش خشکی در مراحل رشدی و شدت های مختلف تنش و واکنش آنها به این دوره ها در برنامه های اصلاحی این محصول حائز اهمیت است. در این مطالعه تعداد 13 ژنوتیپ سورگوم دانه ای در ایستگاه تحقیقاتی طرق مشهد در سال زراعی 83-84 در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در 3 تکرار و در 3 محیط آزمایشی شامل شرایط معمول، تنش در مرحله رشد رویشی و تنش در مرحله رشد زایشی مورد مقایسه قرار گرفتند. گروه بندی ژنوتیپ ها بر اساس شاخص های تحمل و حساسیت به خشکی با استفاده از روش تجزیه خوش های مورد بررسی قرار گرفت. همبستگی مثبت و معنی دار بین عملکرد دانه در شرایط معمول و شرایط تنش در مراحل رشد رویشی و زایشی با شاخص های تحمل نشان داد که شاخص های مطلوبی برای مطالعه و ارزیابی واکنش ژنوتیپ های سورگوم در شرایط تنش خشکی می باشند. در خوشه MP و GMP ،STI با توجه به بالا بودن عملکرد دانه در شرایط تنش و بدون تنش و قرار گرفتن در یک گروه، M و لاین امید بخش 2 B بندی ژنوتیپ ها، ژنوتیپ 26 به عنوان مناس بترین ژنوتیپ و لاین شناسایی شدند

    0

    full texts

    797

    metadata records
    Updated in last 30 days.
    پژوهشهای زراعی ایران
    Access Repository Dashboard
    Do you manage Open Research Online? Become a CORE Member to access insider analytics, issue reports and manage access to outputs from your repository in the CORE Repository Dashboard! 👇